لغت مورد نظر خود را جهت ترجمه در کادر زیر وارد نمایید . فعلا فقط انگلیسی !
نتایج زیر رو کردن اینترنت برای کلمه : sacred place , sacred places ,

معانی لغت وارد شده : sacred place , sacred places ,

۞معانی لغت در دیکشنری انگلیسی به فارسی :
قانون ـ فقه : حرم اماکن متبرکه ،جاهاى مقدس موقوف به
قانون ـ فقه : مختص خاص خدا،موقوف بخدا بطور مقدس يا محترم تقدس ،مصونيت اتصال قلمتراشى ،جفت سازى قرباني‌، قرباني‌ براي‌ شفاعت‌، فداكاري‌، قرباني‌ دادن‌، مستلزم فداکارى ،فداکارانه ،وابسته به قربانى
۞معانی لغت در دیکشنری انگلیسی به انگلیسی به همراه نوع کلمه و مثالهای کاربردی:
(sacrifice) an out that advances the base runners
the act of losing or surrendering something as a penalty for a mistake or fault or failure to perform etc.
the act of killing (an animal or person) in order to propitiate a deity
personnel that are sacrificed (e.g. surrendered or lost in order to gain an objective)
a loss entailed by giving up or selling something at less than its value sample : he had to sell his car at a considerable sacrifice
kill or destroy sample : The animals were sacrificed after the experiment
kill or destroy sample : The general had to sacrifice several soldiers to save the regiment
make a sacrifice of sample : in religious rituals
endure the loss of sample : He gave his life for his children
endure the loss of sample : I gave two sons to the war
sell at a loss
dik.ir دیک دات آی آر : آریانپور دیکشنری آنلاین , آموزش زبان , دانلود دیکشنری آنلاین , دیکشنری آنلاین متن , دیکشنری انگلیسی آنلاین , کلمه sacrifice در دیکشنری آنلاین :قانون ـ فقه : حرم . اماکن متبرکه ،جاهاى مقدس . موقوف به
قانون ـ فقه : مختص . خاص خدا،موقوف بخدا . بطور مقدس يا محترم . تقدس ،مصونيت . اتصال قلمتراشى ،جفت سازى . قرباني‌، قرباني‌ براي‌ شفاعت‌، فداكاري‌، قرباني‌ دادن‌، . مستلزم فداکارى ،فداکارانه ،وابسته به قربانى . (sacrifice) an out that advances the base runners . the act of losing or surrendering something as a penalty for a mistake or fault or failure to perform etc. . the act of killing (an animal or person) in order to propitiate a deity . personnel that are sacrificed (e.g. surrendered or lost in order to gain an objective) . a loss entailed by giving up or selling something at less than its value . kill or destroy . kill or destroy . make a sacrifice of . endure the loss of . endure the loss of . sell at a loss . واژه نامه,فرهنگ لغت,دیکشنری فارسی به فارسی,فارسی به فارسی,دیکشنری فارسی به انگلیسی,مترجم متن,دیکشنری انگلیسی به فارسی,دیکشنری انگلیسی,دیکشنری فارسی ,دیکشنری رایگان
 


تصاویر جستجو شده برای لغت وارد شده : sacrifice



لغات مرتبط با کلمه وارد شده : sacrifice


back sacrifice throw
ورزش : عرض اول شطرنج اجاره پس افتاده ،کرايه عقب افتاده
قانون ـ فقه : پس کرايه الکترونيک : مقاومت معکوس ورزش : محوطه بين خط پايانى و ديوار ورزش : افکندن حريف ازپشت ،فن تومئوناگه توزيع معکوس امواج راديويى
علوم نظامى : پخش معکوس امواج راديويى علوم مهندسى : صندلى عقب اتومبيل عمران : بيل حفارى حمله از پشت
شيمى : پس تک

burnt sacrifice
سوختگى( در رده بندى بوها)
روانشناسى : سوختگى بادام سوخته معمارى : خشت پخته شيمى : کليسم اکسيد قربانى سوخته يا سوختنى اروغ زدن تفنگ کوچک پوست زبرو خاردارميوه ،گره ،برامدگى ،غليظ تلفظ کردن ،حرف r را اداءکردن ،پره يادندانه دار کردن ،بامته سوراخ کردن
علوم مهندسى : سنگ چاقو تيزکنى
علوم هوايى : برامدگى تيز يا زبر يک فلز بر اثر عمليات ماشين کارى جل وزغ ابى

equal sacrifice theory
بطور يکسان :)adj.& n.(هم اندازه ،هم پايه ،همرتبه ،شبيه ،يکسان ،همانند،همگن ، :)vt.& vi.(برابر شدن با،مساوى بودن ،هم تراز کردن
قانون ـ فقه : کفو
روانشناسى : هم ارز علوم مهندسى : اهن نبشى بازرگانى : خطوط هزينه برابر دريچه برابرى نظريه برابرى فداکارى ،بر طبق اين نظريه
بازرگانى : ماليات بايد متناسب با قدرت پرداخت افراد باشد علامت برابرى ،علامت تساوى روانشناسى : افراد همپايه روانشناسى : فاصله هاى يکسان نما

offer a sacrifice
ورزش : شطرنجباز حمله اى قانون ـ فقه : جنگ تهاجمى سلاح تهاجمى ،سلاح خطرناک ،در cl به هر نوع وسيله اى اطلاق مى شود که براى ازار بدنى ساخته يا تغيير داده شده باشد يا حامل ان را براى اين منظور حمل کند
قانون ـ فقه : الت قتاله بطور برخورنده ،بطور اهانت اميز،بطور ناگواريا بد،از راه تهاجم بر خورندگى ،اهانت اميزى ،بدى ،نفرت انگيزى ،حالت تهاجم يا حمله تقديم‌ داشتن‌، پيشكش‌ كردن‌، عرضه‌، پيشنهاد كردن‌، قربانى کردن عذر اوردن قانون ـ فقه : ايجاب و قبول

self sacrifice
پاداش دهنده بخود،داراى اجر فى نفسه معتقد بعدالت وتقوى خود خود بخود بلند شونده ،بخودى خود ترقى کننده فداکارى ،از خود گذشتگى خودان ،همان خود،عينا خود خود خوشنودى ،از خود راضى گرى ،خودپسندى ،ارضاء نفس (self satisfied): خود شناسى ،درون خويشتن بينى خودپژوه

two bishops sacrifice
با دو نشانى کامپيوتر دو ادرسه
کامپيوتر : کامپيوتر با دو نشانى بيست و دو دو به دو،دوتا دوتا قربانى دو فيل
ورزش : قربانى لاسکر بارزش 25 سنت ،جزيى ،بى اهميت معمارى : قفل دو زبانه شيمى : کروماتوگرافى دو طرفه دو روز درنگ ،دو روز معطلى
 


ویکی کلمه درخواستی : sacrifice                            > آیا میدانید ویکی چیست !؟ اینجا کلیک کنید



 


دسته های الفبایی : ( به نتبجه جستجو مربوط نمی شود )
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
 


صفحه اصلی-دیکشنری پرسرعت | دریافت افزونه دیک  | امکانات و راهنمای استفاده | نظرات و پیشنهادات | درباره من...
© 1390 Iran . WebSite Design And Development By Me !