a land زمين بيگانه ،سرزمين اجنبى زبانهايى که بجاى تغييرات صرفى لغت هاى جداگانه دارند قسمت زيادى از،مقدارزيادى از استان ناهار يا شامى که پس از موقع خود بخورند (a late f.): ميوه دير رس بهار عقب افتاده ،بهار که عقب است موضوع خنده
a neck of land برزخ ،تيکه باريکى از زمين ،تريشه زمين تنگه ،تيکه باريکى از اب گنجه کشو دار،قفسه يک تور ماهى ،يک دام پر از ماهى هر اسياب نوى يک قرقرى دارد کفش تازه زيره انداخته کلاه نو يک فکر تازه اى بنظر ميرسد شخص باريک بين ،بيننده دقيق
a sebaceous gland غده شحمى ،دژپيه چربى دار سر يا راز طبيعت جاى امن ،جاى محفوظ وسيله ايمنى از حمله چشم خروس بينا،بصير،حاضروناظر دوست ظاهرى ،دوست نما بازارى که مظنه هاى ان زودزودبالاوپايين ميرود اطاق جدا( گانه)
a stretch of land يک تيکه زمين( ممتد) دل اندوهگين يامحنت زده برق زدگى فعلى که تغييرات حرفى ان درنتيجه تغييرحروف باشدنه درنتيجه افزايش ملحقا اراده قوى مرغ توگرفته ،بوغلمه مايه خوشى غده زير زبان زمين سيلگير
a sublingual gland غده زير زبان زمين سيلگير قصيه تبعى يا تابع دفتر معين شرکت فرعى يک رشته مصائب يک دست لباس يک دست اطاق ¹ 2تور براى سلام خالى کردند
a submergible land زمين سيلگير قصيه تبعى يا تابع دفتر معين شرکت فرعى يک رشته مصائب يک دست لباس يک دست اطاق ¹ 2تور براى سلام خالى کردند (a sunk f.):
absentee landlord غايب ،مفقود،غيرموجود،پريشان خيال
قانون ـ فقه : غايب نهستى بدون اجازه
علوم نظامى : نهستى فرد غايب ،مالک غايب ،مفقودالاثر،شخص غايب
علوم نظامى : نهست ارسال ورقه راى بطور غيابى بازرگانى : مالک غايب حالت غايب بودن ،غيبت
روانشناسى : غيبت از کار با پريشانى فکر پريشان خيال ،حواس پرت حواس پرت ،پريشان خيال
administrative landing کامپيوتر : پردازش داده هاى ادارى پرواز ادارى
علوم نظامى : هواپيماى ادارى پياده شدن ادارى
علوم نظامى : پياده کردن بار و مسافر به صورت ادارى معمارى : قوانين ادارى
قانون ـ فقه : حقوق ادارى علوم نظامى : زمان ادارى دريافت اماد علوم نظامى : راهپيمايى ادارى علوم نظامى : حرکت ادارى علوم مهندسى : شبکه ادارى
علوم نظامى : شبکه ادارى علوم نظامى : دستور ادارى
adrenal gland مشتق از غده يا ترشح غدد فوق کليه ،مربوط بغده فوق کليوى روانشناسى : قشر غده فوق کليوى غده ء فوق کليوى روانشناسى : غده هاى فوق کليوى روانشناسى : مغز غده فوق کليوى (adrenalin): روانشناسى : ادرنالين )=epinephrine(هورمن قسمت مرکز غده فوق کليه که بالا برنده ء خون و فشارخون است فعال شونده( بوسيله ء ادرنالين يا ماده اى نظير ان)،شبيه ادرنالين
روانشناسى : ادرنالينى
adrenal glands روانشناسى : قشر غده فوق کليوى غده ء فوق کليوى روانشناسى : غده هاى فوق کليوى روانشناسى : مغز غده فوق کليوى (adrenalin): روانشناسى : ادرنالين )=epinephrine(هورمن قسمت مرکز غده فوق کليه که بالا برنده ء خون و فشارخون است فعال شونده( بوسيله ء ادرنالين يا ماده اى نظير ان)،شبيه ادرنالين
روانشناسى : ادرنالينى روانشناسى : حالت پر ادرنالينى
advanced landing field علوم مهندسى : اوانس احتراق علوم نظامى : اموزش تکميلى انفرادى پايگاه فرود مقدم
علوم نظامى : پايگاه هوايى مقدم پيشرفته ،پايه مهارت عالى
علوم نظامى : در سطح عالى پياده پيش رفته
ورزش : پياده اى که از نيمه صفحه گذر کرده باشد روانشناسى : ازمون ماتريسهاى مدرج پيشرفته علوم دريايى : ملوانى پيشرفته علوم هوايى : ادوانس اموزش تکميلى واحد
علوم نظامى : اموزش تکميلى يکان
air landed لوله هواگير( دخول هوا)
معمارى : لوله هواگير تاسيسات هوايى
علوم نظامى : تاسيسات مخصوص هدايت عمليات هوايى الکترونيک : نارساناگرى با هوا سوپاپ هوا
علوم مهندسى : مدخل هوا رهگير هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کننده هوايى عمل رهگيرى هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کردن عمليات ممانعتى هوايى
علوم نظامى : ممانعت هوايى هوا نشست
علوم نظامى : فرود امده از راه هوا اماد هوانشستى
علوم نظامى : اماد تخليه شده با هواپيما
air landed supply تاسيسات هوايى
علوم نظامى : تاسيسات مخصوص هدايت عمليات هوايى الکترونيک : نارساناگرى با هوا سوپاپ هوا
علوم مهندسى : مدخل هوا رهگير هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کننده هوايى عمل رهگيرى هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کردن عمليات ممانعتى هوايى
علوم نظامى : ممانعت هوايى هوا نشست
علوم نظامى : فرود امده از راه هوا اماد هوانشستى
علوم نظامى : اماد تخليه شده با هواپيما پياده شدن از راه هوا،هوانشست کردن ،فرود هوايى
علوم نظامى : فرود از راه هوا
air landing الکترونيک : نارساناگرى با هوا سوپاپ هوا
علوم مهندسى : مدخل هوا رهگير هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کننده هوايى عمل رهگيرى هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کردن عمليات ممانعتى هوايى
علوم نظامى : ممانعت هوايى هوا نشست
علوم نظامى : فرود امده از راه هوا اماد هوانشستى
علوم نظامى : اماد تخليه شده با هواپيما پياده شدن از راه هوا،هوانشست کردن ،فرود هوايى
علوم نظامى : فرود از راه هوا علوم نظامى : تاسيسات مخصوص پياده شدن از راه هوا تاسيسات فرود هوايى
air landing facility سوپاپ هوا
علوم مهندسى : مدخل هوا رهگير هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کننده هوايى عمل رهگيرى هوايى
علوم نظامى : رهگيرى کردن عمليات ممانعتى هوايى
علوم نظامى : ممانعت هوايى هوا نشست
علوم نظامى : فرود امده از راه هوا اماد هوانشستى
علوم نظامى : اماد تخليه شده با هواپيما پياده شدن از راه هوا،هوانشست کردن ،فرود هوايى
علوم نظامى : فرود از راه هوا علوم نظامى : تاسيسات مخصوص پياده شدن از راه هوا تاسيسات فرود هوايى خط هوايى
arable lands ورزش : نيم پشتک زبان تازى ،زبان عربى ،فرهنگ عربى( عرب)arab شيمى : صمغ عربى پيکر( نويسى ) هندسى اعداد انگليسى( که اصلا از اعداد عربى گرفته شده اند) حاصلخيزى ،مزروعى عالم بزبان و علوم عربى قابل کشتکارى ،قابل زرع ،زمين مزروعى
عمران : خاک زراعى قانون ـ فقه : زمينهاى زراعى
arend-roland فوفل روانشناسى : بى بازتابى اشپز حسابى ،اشپز رسمى (aren): پهنه ،ميدان مسابقات( در روم قديم)،عرصه ،گود،(کشتى گيرى يا مبارزه)،صحنه ،ارن
قانون ـ فقه : عرصه
ورزش : تالار سرپوشيده ماسه اى ،شن وار،ريگ وار
معمارى : ماسه وار معمارى : سنگ اهک ريگ دار (arend): نجوم : ارند - رولاند
army landing forces سپاه هاى ارتش
علوم نظامى : سپاه هاى نيروى زمينى سپرده پولى پرسنل نيروى زمينى
علوم نظامى : پس انداز انفرادى افراد علوم نظامى : امادگاه نيروى زمينى نيروهاى زمينى
علوم نظامى : نيروهاى ارتشى يکانهاى ارتشى ستاد عمومى ارتش
علوم نظامى : ستاد نيروى زمينى روانشناسى : ازمون طبقه بندى عمومى ارتش علوم نظامى : گروه ارتش ارتش مستقر در صحنه عمليات
علوم نظامى : نيروى زمينى در صحنه عمليات علوم نظامى : نيروى زمينى شرکت کننده در عمليات اب خاکى نيروى زمينى پياده شونده در ساحل
at the full landed cost price سرانجام ،بالاخره به خرج
قانون ـ فقه : به هزينه بهزينه ،بخرج در نظر اول ،در نخستين وهله در نخستين وهله ( يا حمله) در جلوى کشتى بازرگانى : قيمت تمام شده کالا در مقصد بدست ،بوسيله حائز اکثريت
automatic approach and landing برنامه نويسى خودکار روانشناسى : ناهشيارکارى قانون ـ فقه : تهاتر قهرى الکترونيک : تعقيب خودکار الکترونيک : زنگ احضار خودکار علوم نظامى : روش کنترل خودکار سرعت و مسير هواپيما در تقرب شيمى : ترازوى خودکار علوم مهندسى : دستگاه ميله دار خودکار الکترونيک : بمرسان خودکار